آرشیو اخبار

اخبار نمایشگاهی ایران و جهان

ثبت نام برای نمایشگاه پلاستیک "کا-2019" آغاز شد

امتیاز کاربران

بر اساس خبری که چند روز قبل در سایت جهانی "پلیمر مدیا" برای نخستین بار در میان تمامی سایت های خبری جهان توسط این سایت پر افتخار ایرانی منتشر شد (اینجا را کلیک کنید) و به همین دلیل هم مدیریت این سایت نامه ای توام با تشکر را از مرکز مطبوعاتی این نمایشگاه دریافت کرد، فضای ثبت نام برای علاقمندان به حضور در این بزرگترین رویداد صنایع پلاستیک و لاستیک جهان در سال 2019 از روز یازدهم ژانویه برابر با 21 دی ماه بر روی علاقمندان به حضور در این نمایشگاه باز شده است.

مبتنی بر همین خبر، علاقمندان به حضور در این نمایشگاه می توانند به سایت نمایشگاه یاد شده

(http://www.k-online.com/)

مراجعه کرده و فرمهای یش ثبت نام را تکمیل و ارسال نمایند. 

ماهنامه صنایع پلاستیک امید دارد که جدای از پتروشیمی های نیمه خصوصی/ بخشی دولتی ایران که مسوولان ان بیشتر به خاطر یک سفر ماموریتی به عنوان نمایشگاه همراه با دریافت حق ماموریت (و احتمالا بدی آب و هوا) از کیسه ملت هزینه می کنند و بسیار دیده شده است که حاضران راهنمای غرفه های این چنینی یا مشغول بازی با گوشی همراهشان هستند و یا با پخش آهنگهای ایرانی می خواهند جلب توجه نمایند، شرایط به گونه ای باشد که تعدادی از تولیدکنندگان بخش خصوصی این صنعت از کشورمان نیز در این نمایشگاه حضور یافته و معرف توانمندی های این صنعت در ایران باشند.

ماهنامه صنایع پلاستیک با انتشار این خبر، قول می دهد که از هیچ نوع همکاری با علاقمندان غرفه گذاری در نمایشگاه سال 2019 "کا" دریغ نورزد.

تصویر زیر یکی از فضاهای خلوت نمایشگاه K-2016 را که توسط تیم اعزامی ماهنامه از روز قبل از نمایشگاه تصویر برداری شده نشان می دهد.

 

روز اختتامیه با یک حاشیه تلخ به پایان رسید!

امتیاز کاربران

امروز بعد از ورود مهندس ساعت نیا به نمایشگاه ایران پلاست، , سرکار خانم شاهدایی و گروه حدودا بیست نفری همراه ایشان در بیرون سالن 8 نمایشگاه ایران پلاست به طور اتفاقی به هم رسیدند. سرکار خانم شاهدایی آنجا مشغول انجام مصاحبه با دو خبرنگار خانم بودند و مهندس ساعت نیا برای طرح یک پرسش، منتظر اتمام این مصاحبه بود که ناگهان گروهی از اطرافیان مدیر نمایشگاه به اشاره وی و به جهت هراس از طرح واقعیات نمایشگاه توسط ساعت به خانم شاهدایی اطرافش را گرفته و یک شبه دیوار میان ایشان و خانم شاهدایی ایجاد کردند تا مانع از ملاقات این دو نفر شوند. اما بنیانگزار نخسیتن رسانه صنعت پلاستیک قاره آسیا (می توانید تحقیق کنید) به دلیل سالها تجربه به یکباره ضبط  صوت را جلوی خانم شاهدایی گرفت و از بانوانی که در حال مصاحبه با خانم شاهدایی بودند، اجازه خواست تا مصاحبه را ضبط نماید. به این صورت دیگر از این گروه کاری برنمی آمد.

مدیر نمایشگاه که از این ماجرا به شدت هراسناک شده بود به سرعت به سمت آن دو خبرنگار جوان مونث رفته و دست آنها را کشید و فرمان " مصاحبه بس"!!!  داد و تصمیم داشت تا هر طور که شده آقای ساعت نیا را از خانم شاهدایی دور کند. اما بازهم تجربه ی حرفه ای سالهای سال روزنامه نگاری ایشان به کار آمد و وی  خانم شاهدایی را متوقف نمود و از ایشان پرسید که: " سرکار خانم شاهدایی با عرض خیر مقدم و تشکر از زحمات شما، می خواستم بپرسم به کدام دلیل با وجود این همه فضای خالی در نمایشگاه، به اولین و قدیمی ترین رسانه ی پلیمری قاره ی آسیا فضا برای غرفه داده نشده است؟"، در این هنگام خانم شاهدایی با حرکت دست و نگاه خود به مدیر نمایشگاه اشاره کرد و گفت: از ایشان بپرسید.... خلاصه این ماجرا به مجادله و دعوایی مفصل ختم شد که البته مایه تاسف است، اما آنچه بیش از هر چیز ما را به عنوان روزنامه نگار متاثر و متالم نمود، نه خود این مجادله و مباحثه که رفتار یکی از به اصطلاح همکاران رسانه ای بود، که سالهاست به قلم به مزدی شهرت دارد و بارها مهندس ساعت نیا وی را از بایکت شدن و آزار دیدن کمک کرده است. وی بدون اینکه این موضوع به وی ارتباطی داشته باشد، با بی اخلاقی، شاید به خاطر نانی مضاعف و شاید به انگیزه های دیگر که بر ما معلوم نیست، خود را به یکباره به میانه ی این دعوا انداخت و از مدیر نمایشگاه مجاملت نموده و گفت:«ولش کنید، وقتی به دادگاه رسانه و مطبوعات کشاندیمش، خودش به دست و پا می افتد!!» .... سخنی نیست جز افسوس و صد افسوس که همین فرد بارها مورد لطف مدیر سابق ماهنامه قرار گرفته بوده و در یکی از موارد با حضور نزد وی ساعت ها وقت وی را برای مشاوره رایگان به اتلاف داده بود. دنیای عجیبی است ... ! دنیایی که حال باید برای روزنامه نگاران شریفی که مانند قدیمی ها بودند، مثل سوزن در انبار کاه گشت. البته، وقتی دلیل این نوع مداخله آقای "ز.خ" را از ایشان پرسیدیم گفتند :"این اقای ز مشکل مغزی دارد. مطرود است و حالا که یک نان مفت نمایشگاهی را جذب کرده ناچار است که این گونه مجاملت کند. خداکند که رفتارش گربه صفت نباشد و همانند موجوداتی ثل سگ رفتار کند که با یک لقمه تا پایان عمر خود را مدیون صاحب لقمه می دانند". موضوع را رها کنید. (تصویر بالا را خود مهندس ساعت نیا قبل از شروع مشاجره گرفته اما صدای ضبط شده آن را دارند)

آقای وزیر ایکاش با اخذ اندکی اطلاعات می آمدید!

امتیاز کاربران

سومین روز برگزاری ایران پلاست، بازهم کاسته شدن از تعداد بازدید کننده ها، تحت تاثیر همهه های ناشی از بازدیدهای آقایان خاص از نمایشگاه خیلی به چشم نیاد، زیرا بلندگوهای نمایشگاه که بمبارانی از تبلیغات را بر سر حاضران فرود می آوردند، اصولا قدرت تفکر را از مردم می گرفتند. عجیب است که هیچ کارشناسی در این مرکز نمایشگاهی وجود نداشته که یک بررسی در رابطه با حداکثر میزان صوت انجام دهد تا صدای بلندگوها تنظیم شود و هیچ عقلی هم به کار نیافتاده تا بگوید که جای نصب این بلندگوها درست در بالای سر فضایی نیست که بازدید کننده ها می خواهند غذایی صرف کنند. به عبارتی همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید. در حالی که بازدیدهای افراد خاص از نمایشگاه به صورت پیوسته ادامه داشت، مهندس ساعت نیا در غرفه های گوناگون پای درددل اهل صنعت نشسته بود و از نماینده آن کمپانی آلمانی که به قرارداد میان "مسه دوسلدورف" با ایران پلاست اعتراض داشت و می گفت که قبل از این قرارداد هم ارزانتر غرفه می گرفتیم،تا دبیر اجرایی فلان اتحادیه که می گفت "نگاه کنید، همه شان می آیند و می روند سراغ پتروشیمی ها و بازهم کاری به کار صنعت ندارند" و پاسخ واحد مهندس ساعت نیا که می گفت :"قسم خورده ام که به خاطر حفظ منافع این بچه های جدید در ماهنامه چیزی ننویسم" همه و همه نشان می داد که این ایران پلاست، برای خیلی ها با ضررهای خاص همراه بوده است. 

از ایشان خواستیم که نظر خود را برای ما بنویسند و ایشان برایمان نوشتند که:

سالها پیش در ماهنامه فعلی که شما اداره می کنید در یادداشتی نوشته بودم که مشاغل حساس این مملکت به ویژه در چینش کابینه ها مثل صندلی بازی کودکان می ماند، می دوند، و هرکس زودتر نشست، می شود مسوول، وزیر، وکیل. حالا هم همان است. اصولا، کسی کاری ندارد که فلان اسم، خوب کار کرده یا بد؟ و اگر خووب کار کرده، چرا مدتی بدون مسوولیت بود و اگر بد کار کرده، چرا دوباره پست حساس به او می دهید؟ البته پاسخ خودم، همان تعبیر صندلی بازیست. برای صنعت واقعا چه فرق می کند؟ تا دیروز آقای نعمت زاده بودند، حالا ایشان مدتی استراحت کرده و به امور شخصی خود سامان می دهند و آقای شریعتمداری سکان را به دست می گیرند. کارهای ایشان که سامان گرفت، آقای شریعتمداری می روند وچه بسا که دوبار همان آقای نعمت زاده بیایند. اما همه اینها چه دردی از صاحبان صنعت دوا کرده اند؟ تعبیر و نظر عجیب وزیر جدید صنعت در بازدید از غرفه پتروشیم به نوشته همان سایت رسمی خودشان (نیپنا) نشان دهنده این است که اصولا آنان برای صنایع کوچک و متوسط که چشم و چراغ صنعت و اقتصاد تمام کشورهای پیشرفته هستند، ارزشی قایل نیستند و صنایع بزرگ هم که مثل خودشان متعلق به "آقایان خاص" است، که همواره مورد توجه بوده اند.

سخنی که از آقای شریعتمداری در سایت پپنا نقل شده اینست: "با وجود رشد صنایع بالادست پتروشیمی به دلیل محدودیت در سرمایه گذاری٬ صنایع پایین دست در مقایسه با آن پیشرفت کمی داشته که بخشی از تولیدات صنایع بالادست به کشورهای دیگر صادر می شد."

معنی این سخن هم کاملا آشکار است، یعنی منتی گذاشته شده بر سر صاحبان صنایع پایین دستی که ما براینان سنگ تمام گذاشتیم و این همه رشد برای صنعت بالادستی شما ایجاد کردیم و این خود شما بوده اید که به دلیل سرمایه گذاری کم، نتوانسته اید مواد را جذب کنید و ما مازاد آن را صادر کرده ایم. بدون تفسیر های مورد علاقه و باورم، تصور می کنم که این سخنان به یکی یا چند مورد یا تمام موارد پایین ربط دارد:

1- جناب وزیر جدید در باغ صنایع قدم نمی زنند و آمده اند که آمده باشند. بنابراین به همان صورت که اعتراض عده ای برانگیخته شد، ایشان فقط به غرفه های خاص سر زدند؛

2- آقای وزیر در نخستین روزهای حضور در وزارت خانه، اصولا فرصت نکرده اند به صنایع پایین دست کوچک و متوسط فکر کنند و بنابراین سخنی جز این نداشته اند؛

3- ایشان اصولا از حجم سرمایه گذاری های کلان بخش خصوصی که بدهی ها و بهره های کلان روی دست صنایع گذاشته خبر ندارند، و تلاش هم نکرده اند تا قبل از بازدید از نمایشگاه آمار صحیح هم دریافت کنند، بنابراین آمده و از سالن های دم دست و دم در دیدار کرده و سخنی گفته و رفته اند؛

4- ایشان به آمارها و تحلیل های دریافتی از پتروشیمی اتکا کرده و بر همان اساس این مطلب را گفته و رفته اند؛

5- پتروشیمی ها به این حمایت نیاز داشته و از جناب وزیر جدید مدد گرفته اند.

هریکاز موارد بالا درست باشد یا نباشد، عدم توجه آقای وزیر و سایر آقایان خاص به غرفه هایی که به تبدیل کنندگان مواد پتروشیمی تعلق داشته نشان دهنده این است که تمامی این آقایان خاص برایشان اهمیتی ندارد که سرنوشت صاحبان صنایع کوچک و متوسط چیست؟ و آنان در چه وضعیتی به سر می رند؟ آنها می دانند که نه اینها صدایشان در می آید و نه پتروشیمی ها مایلند که جای دلارهای انباشته در خارج از کشور را با ریال های مرتب ارزش از دست داده عوض کنند.

اما، آقای وزیر و سایر آقایان خاص با ژن خوب، من اطمینان دارم که بهترین و ایمن ترین دیگ زود پزهای ساخته شده با بهترین برند ها هم، فشار را تا حدی می توانند تحمل کنند و سرانجام به جوش می ایند و منفجر می شوند. مراقب باشید که این آب جوش به صورت شما نپاشد!

ا. ع. س

چهارم مهرماه 1396

ایران پلاست با نگاه ژورنالیستی؛ روز سوم

امتیاز کاربران

یکی از مهم ترین درسهایی که از مدیر قبلی ماهنامه آموخته ام، رعایت انصاف و عدالت در بیان حقایق (حتا نسبت به دشمنان، به شکلی که واقعا می بینیم) خالی از هر حب و بغضی است. نمونه اش پیام تبریک دو روز قبل ایشان که به رغم تمامی دلگرمی های این پیام، حتا خودشان هم اجازه انتشارش را نیافتند. گزارشهایی که پیشتر در مورد ایران پلاست نوشتیم، متاسفانه مبین دیدنی هایمان بود، طی این روزها نیز برخی دوستان نسبت به آن گزارشها الفاظی نه چندان مناسب به کار برده اند که تا جایی که وهن نباشد، نظرشان بوده و برای ما محترم است.

همچنین در روز سوم حضور وزیر صنعت شاید نکته ی بسیاری مهمی باشد که در این گزارش به علت اینکه در سایر مطالب این روز در این باره آمده است، به اختصار به آن اشاره شده است. 

با این مقدمه ی کوتاه شما را به مطالعه سومین گزارش از مجموعه ی گزارشهای " ایران پلاست از نگاه ژورنالیستی" دعوت می نمایم

پس از دو روز برگزاری ایران پلاست به صورت کم رمق، خوشبختانه امروز شاهد حضور تعداد بیشتری از هموطنان در نمایشگاه بودیم به وجهی که می توان روز سوم نمایشگاه ایران پلاست از این حیث را موفق ترین روز نامید. البته، باید به این نکته نیز اشاره داشت که حتا امروز نیز با روزهای پُر رونق ادوار گذشته ی ایران پلاست فاصله ای بسیار داشت اما آنچه مهم و از دید ما حیاتی است، رعایت انصاف در بیان حقایق است و امروز ایران پلاست یازدهم یک روز نسبتا موفق (در قیاس با روزهای موفق ادوار پیشین) را پشت سر گذاشت. آرزومندیم و به دلیل اینکه فردا روز پایانی این نمایشگاه است، فردا موفق ترین روز نمایشگاه را از منظر تعداد حضور فعالان عرصه ی صنعت پلاستیک و دخل و خرج غرفه دارانی را که به زحمت تامین هزینه کرده اند، ببینیم.

نخستین عارضه ی حضور بیشتر اهالی صنعت پلاستیک در ایران پلاست یازدهم، افزون شدن بار ترافیکی به شکلی محسوس در مبادی ورودی (صبح) و خروجی (بعد از ظهر) بود. به این معنا که اگر در روزهای گذشته، ترافیک نمابشگاه ناشی از ضعف فرهنگی ما در مساله ی ترافیک بود، اما امروز علاوه بر این موضوع حضور حضار بیشتر، بر بار ترافیکی نمایشگاه افزوده بود.

باری، نمایشگاه در روز سوم برای ما از غرفه ی 38 و شرکتهای خارجی آغاز شد. چند مصاحبه با مهمانانی نامدار و صاحب قدرت در صنعت پلاستیک که روزهای قبل برنامه ریزی شده بود به انجام رسید و می توانیم پس از انتشار آنها بگوییم که خبرهای خوبی برای اهالی صنایع پلاستیک خواهیم داشت.

متاسفانه ضعف های روزهای قبل، اکثرا به جای خود باقی مانده بود و هیچ تغییر محسوسی به طور مشخص در نحوه ی جا به جایی افراد توسط مینی بوس ها یا افزایش تعداد آنها دیده نمی شد.

غرفه گذاران خارجی چنانچه در گزارشهای روزهای پیشین نیز ذکر شد، به طور عام از وضعیت برخورد مدیریت و انجام مراحل کار رضایت نسبی داشتند و کاملا مشخص بود که مدیران و سیاست گذاران ایران پلاست، حساب ویژه ای روی این بخش باز نموده اند. لازم به ذکرست، یکی از مخاطبان نسبت به نقدی که ما در گزارش های روزهای قبل در ارتباط با اعمال تبعیض میان صنعتگر ایرانی و خارجی نوشته بودیم، اعتراض داشت. وی می گفت: «باید خارجی ها بیایند تا معاملات با آنها انجام شود تا صنعت پلاستیک با تکنولوژی های نوین آشنا گردد و ... » . نظر به نقدی که این دلسوز صنعت داشتند، لازم به ایضاح موضع خود می دانیم، ما هرگز نگفته ایم که با حضور یا ارایه ی خدمات در حد عالی به غرفه گذاران خارجی مخالفتی داریم، خیر هرگز چنین نبوده و اصولا چنین موضعی غیر عقلایی است. آنچه مورد نقد ما بوده است، عدم برخورد یکسان و یا ارایه ی خدمات یکسان به صنعتگران داخلی و خارجی است. ما نیز معتقدیم به دهها دلیل، بسیار عالیست که بخش بین الملل نمایشگاه، با بیشترین و بهترین غرفه گذاران آراسته شود، لیکن این نباید تنها هدف نمایشگاه  باشد. به عبارتی نباید اینطور باشد که نمایشگاه بین المللی پلاستیک و لاستیک ایران، به یک جمعه بازار فروش ماشین آلات غربی به مصرف کنندگان ایرانی بدل شود. اتفاقا همین موضوع، یکی از سووالات بنده در ماهنامه صنایع پلاستیک از جناب آقای خلج بود که متاسفانه بدون پاسخ ماند. پرسیده بودم، آیا اینطور یک بعدی شدن نمایشگاه به وجهی که نمایشگاه تبدیل به محل خرید و فروش شود، روشی سودمند است؟ آیا این تک بعدی دیدن فرصت نمایشگاه ایران پلاست نیست؟ باری، ما نه تنها مخالف حضور و مراوده با صنعتگران خارجی نیستیم که از آن پشتیبانی می کنیم، ما نسبت به مهرورزی بیش از اندازه به میهمانان خارجی و عدم توجه به نیازهای صنعتگر داخلی اعتراضاتی داشته ایم و الا بر چه کسی این حقیقت پنهان است که مهندس ساعت نیا، بنیانگذار این ماهنامه نه تنها یکی از کسانی بوده اند که در راه اندازی بخش رسانه ای ایران پلاست کوشیده اند که از طریق روابط متعدد بین المللی شان بیشترین مساعی و تلاشها را برای جهانی کردن این نمایشگاه انجام داده اند. بحث اینست که ایران پلاست باید فرصتی مغتنم برای صنعتگر داخلی باشد و در حاشیه ی آن، صنعتگران خارجی نیز بتوانند با رفع حاجات و نیازهای صنعت ما به سودشان برسند نه اینکه ایران پلاست به صورت معکوس بدل به یک فرصت استثنایی برای صنعتگران اروپایی و شرقی بشود با هزینه ای که از جیب صنعتگر ایرانی می رود. پس از این توضیح به روز سوم نمایشگاه باز می گردیم.

 

در این روز پس از دیدار و مصاحبه با تعدادی از غرفه گذاران خارجی به میان ماشین سازان داخلی مان رفتیم. خوشبختانه بر خلاف سایر صنعتگران در اصناف دیگر، ماشین سازان، خاصه ماشین سازان بزرگ و عمده ی کشور از وضعیت نمایشگاه رضایت بیشتری داشتند. البته نه اینکه از مجموعه ی مدیریت نمایشگاه خیلی بیش از دیگران رضایت داشتند، خیر بلکه آنها از فروش و قراردادهایی که به ویژه در روز سوم به نتیجه رسیده بود، ابراز رضایت می کردند که باعث خرسندی ماست.

حضور آقای شریعمتداری و سخنان  عجیب ایشان در مورد صنایع پایین دستی نیز از نکات مهم روز سوم بود که چنانچه پیشتر گفته شد به علت اینکه در مطالب دیگر به قدر کافی به آن پرداخته ایم، از شرح و بسط بیشتر آن در این مطلب در می گذریم.

 از نیمه ی روز هم مهندس ساعت نیا، جهت انجام معارفه ی تیم جدید ماهنامه نظیر روز گذشته به ما پیوستند. همراهی مهندس ساعت نیا در نمایشگاه ایران پلاست بسیار آموزنده است. ابتدا ایشان با یکی از طرفهای خارجی (ایتالیایی) که توسط یکی از مردان اروپایی این صنعت که خدمات بسیاری به صنعتگران ایران کرده است (آقای کلاودیو چلاتا) جهت مشاوره دیداری داشتند و ایشان توضیحات لازم و مکفی را به ایشان جهت ترغیب همکاری با شرکت ایرانی موردنظرشان دادند. مذاکرات در فضایی جدی اما دوستانه پیش رفت.

سپس همراه ایشان در سالن دیگری، در محضر یکی دیگر از  ماشین سازان موفق کشورمان بودیم و آنجا با جناب «لبانی مطلق» برخورد داشتیم که بحث به مساله ی فرهنگ صنعت کشید و سخنان شنیدنی و ارزنده ای از ایشان نقل شد که امیدواریم بتوانیم در فضایی آرام و بعد از هیاهوی نمایشگاهی این بحث را که به اندازه ی همه ی مباحث دیگر صنعت مهم است دنبال نماییم. همصحبتی با ایشان و گوش فرا دادن به اطلاعات ارزشمندی که ارایه کردند بسیار لذت بخش بود. نزدیک به ساعت دو بود و تیم امروز 6 (از 9) نفره ما خوشبختانه شاهد افول حضور جمعیت نبود. اگر بر جمعیت افزوده نشد، حداقل از آن کاسته نیز نمی شد و این مساله در طی دو روز قبل رخ نداده بود و مایه ی خوشحالی بود.

سپس راهی سالن و غرفه های دیگری شدیم و آقای مهندس ساعت نیا، تیم جدید ماهنامه را به صنعتگران عزیز کشورمان معرفی کردند، کاری که اصولا برای انجام آن به نمایشگاه می آیند. 

دیدار با آقای رجب صفروف، در غرفه ی اتحادیه ی سراسری تعاونی های تامین نیاز صنایع پایین دستی پتروشیمی یکی دیگر از نکات جالب دیدار امروز ما از نمایشگاه بود. مذاکراتی خصوصی میان مهندس ساعت نیا، حاج حسین در، آقای دکتر رجب صفراوف و کمی بعدتر مهندس صمدی صورت پذیرفت که بنا به گفته ی این عزیزان بسیار مثبت بود. در انتها آقای صفراوف با مهندس ساعت نیا دقایقی را به اختصار گفتگویی خصوصی داشتند و در پایان آقای صفراوف خطاب به مجموعه حاضر در غرفه ی اتحادیه ی تامین نیاز صنایع پایین دستی پتروشیمی گفت:: «آقای ساعت نیا که از بنیانگذاران و پدران معنوی رسانه های پلیمری و ایران پلاست  هستند، امیدواریم که در دوره ی بعد نمایشگاه اینترپلاستیکای مسکو حضور به هم رسانند و مطمئنا آنجا از ایشان به شکلی که در خور شأنشان باشد، استقبال خواهد شد.»

دیدار با آقای مهندس  «محتشمی پور» ریاست دفتر توسعه ی صنایع پایین دستی پتروشیمی در سالن 38 و سپس گفتگویی خصوصی میان ایشان، آقایان ساعت نیا و "ماریو مجانی" مدیر عامل انجمن "آماپلاست ایتالیا"  آخرین بخش از حضور بنده در نمایشگاه بود و در حالی که عقربه ی بزرگ ساعت 5 بعد از ظهر را نشان می داد، به اتفاق آقای شروین متقیان تهرانی که امروز را جهت تهیه ی عکس های خبری ویژه برای ماهنامه تیم فعال صنایع پلاستیک پیوسته بودند، برای انجام ماموریت رسانه ای دیگر ناچار از ترک نمایشگاه شدیم. 

در نهایت روز سوم نمایشگاه تا به اینجا از حیث حضور مخاطب موفق ترین روز بود و ما امیدواریم که فردا، رکورد امروز را هم بزند. اما لازم به ذکرست آنچه بنده در گزارشم آورده ام تنها گزارشی است مبتنی بر داده های چشمی و حتا می تواند اشتباه باشد (که امیدواریم نباشد و اکثر غرفه داران نیز همین نظر را تایید کردند)، نهایتا عدد دقیق حضار توسط همکاران نامحسوس ما تهیه می شود و در صورت لزوم در اختیار عموم قرار خواهد گرفت. 

روزبه ساعتچی

سردبیر ماهنامه صنایع پلاستیک

روز فروغ صنعتگر ایرانی در کنار مدیریت های کم فروغ

امتیاز کاربران

نمایشگاه امروز هر چه نداشت، یک جلوه مهم داشت؛ آن هم روزی که بازهم به چشم فروغ و درخشش صصنعتگران ایرانی را می دیدیم. صنعتگرانی که کارهایشان بیشتر حاصل دوران تحریم است. اکثرا ابداع کننده و اکثرا ناباورانه برای خارجی هایی که در غرفه هاشان در انتشار دیدازی بودند و گاه چرخ می زدند. این درخشش صنعتگران این زمینه از فعالیت بود که ما را بازهم به نمایشگاه چسباند.

امابه رغم آنکه فردی از سرنا آگاهی ماهنامه صنایع پلاستیک را "فسیلی ورشکسته " نامیده بود، تیم جدید ماهنامه صنایع پلاستیک با بالاترین قدرت نسبت به تمامی ادوار گذشته ی نمایشگاه ایران پلاست، (به غیر از 4 دوره ی نخست) در نمایشگاه حاضر بود و به فعالیت پرداخت. تیم همکاران ما تیمی هشت نفره، هماهنگ و با برنامه است. البته سه تن از همکاران به صورت نامحسوس در حال جمع آوری اطلاعات و گزارشهایی برای مدیریت سابق ماهنامه و صاحب امتیاز فعلی آن بودند. بر این اساس به غرفه های گوناگون سر زدیم تا ببینیم چه می گذرد.

آنچه که امروز بازخورد و نتیجه ی دیدار تیم 5 نفره ( از 8 نفر) ما بود، افزایش اندک بازدیدکنندگان نسبت به روز گذشته بود، اما این اندک شلوغی که آمار دقیق آنرا بعدتر شاید از طریق تجسس های همکارانمان نامحسوسمان منتشر نماییم، آنطور چنگی به دل نمی زد و موجبات رضایت خاطر افراد زیادی از صنعتگران را فراهم نکرده بود.

آنچنان که خیلی ها را هم ناراضی کرده بود. همکاران با غرفه دارانی صحبت کرده بودند که بسیار ناراضی بودند. از آنجایی که نمی دانیم می خواهند نامی از آنها برده شود یا نشود، از ذکر نام این عزیزان معذوریم، لیکن غرفه داری قدیمی و با سابقه را دیدیم (که در تمام ادوار ایران پلاست هم شرکت کرده اند) امسال او را که تولیدکننده ی قطعات صنعتی است، هم از غرفه های سنتی که داشت، جا به جا و هم در انتهای سالنی که بیشتر خرده فروشان پلاستیک در آن حضور داشتند، قرار داده بودند که این امر موجب دلخوری و اعتراض وی بود. این صنعتگر، بسیار آزرده خاطر و بی تاب بود و می گفت:«آیا این درست است؟ باور کنید جای من این جا نیست» این جملات بازتاب دهنده ی اعتراض این صنعتگر کهنه کار و با شخصیت کشورمان بود.

 بی فروغی نمایشگاه، در اماکنی که یک غرفه دار چیزی نظیرکیفی، کیسه ای، خودکاری، ساکی یا ... هدیه نمی داد، کاملا مشهود بود. باز هم عده ای به هر صورت خود را به نمایشگاه رسانده بودند تا شاید چیزی عایدشان شود، افرادی که می آیند بگیرند و نمی دانند که مجموعه ی مدیریت نمایشگاه قبلا همه چیز را گرفته است و دیگر بودجه ای برای صنعتگر جهت  این خاصه خرجی ها باقی نگذارده است. (مگر عده ای معدود، افراد خاص و آنها که برایشان ماشین های VIP مثل خار می رود به چشم آنها که می فهمند!)

این بی فروغی در خیلی از فضاهای نمایشگاه مشهود بود، شاید در ادب و فرهنگ ما ایرانی ها نباشد که اشاره کنیم هر گاه به سرویس های بهداشتی مراجعه کردم، دیگر کسی را در حال انتظار جهت استفاده از خدمات نمی دیدم بر خلاف ادوار گذشته ی نمایشگاه، که سرویس های بهداشتی بسیار شلوغ بود، و یکی از موارد اعتراضهای همه ساله غرفه داران که البته این یکی از وظایف مدیریت های ایران پلاست و هیچ نمایشگاهی نیست. در نتیجه مساله معضل سرویس های بهداشتی امسال استثنا و اتفاقا به دلیل حضور کم رنگ بازدیدکنندگان حل شده بود و طنز تلخی است که بگوییم امسال یکی از مشکلات ادوار گذشته، رفع شده بود.

مسائلی مثل اینکه در جلوی سالن خلیج فارس 15 دقیقه منتظر ایستادیم تا این مینی بوس هایی که برای حمل و نقل بازدیدکنندگان در نظر گرفته شده بودند، بیایند و ما را از غرب به شرق نمایشگاه ببرند و افسوس که نهایتا هم ناچار تمام این مسیر را (برای چندمین بار) پیاده طی نمودیم. اما در تنها دفعه ای که موفق شدیم سوار یکی از این مینی بوسها شویم، مهندس ساعت نیا (که امروز از نیمه زمان نمایشگاه، در کنارمان بودند) بنا به نوع شخصیت خاصی که دارند ظرف مدت بسیار کوتاهی با راننده ارتباط برقرار نمودند و به این وسیله دریافتیم که تعداد معدودی مینی بوس برای هر مسیر اختصاص یافته است، یک مینی بوس برای این مسیر، مینی بوس دیگری برای مسیر دیگری!! حال باید پرسید، جمعیتی که حتما اطمینان داریم در انتهای نمایشگاه بیش از یکصد هزار نفر برآورد و اعلام خواهد شد (و از همین حالا بدانید خلاف واقع است مگر در دو روز باقی مانده معجزه ای رخ دهد.) باید با همین دو مینی بوس جا به جا می شدند. جای تاسف و تالم فراوان است.

البته حضور این مینی بوس ها هم ساده ترین الگویی است که مدیرانی که بارها با بودجه های دولتی ( از جیب ملت) به نمایشگاههای بین المللی رفته اند، از فرنگستان با خود به ارمغان آورده اند.

به راستی دوعدد مینی بوس اجاره ای هزینه ای ندارد، ای کاش برای تعدادشان می افزودند تا بتوانند حداقل جوابگوی نیاز همین جمعیت کم فروغ حاضر باند، مثلا 4 یا 8 عدد برای استفاده در روزهای نمایشگاه تهیه می شد! یا تعداد صندلی هایشان بیشتر بود و در این مورد نکته ی دیگر هم اینکه ای کاش برایشان ایستگاههای مشخصی تعیین می شد تا مردم سردرگم نباشند، که جهت استفاده از این خدمات در چه اماکنی حضور به هم رسانند!

اما در عوض تا دلتان بخواهد تعداد خودروهایی که برای افراد خاص تهیه شده بود، زیاد و همه ی آنها اصطلاحا VIP بودند! VIP برای چه کسی؟ برای همان مردمی که قرار بود "جامعه ی بی طبقه ی توحیدی" منطبق بر آموزه های برابری خواهانه و عدالت طلبانه ی اسلامی را بنا کنند! پس از 20 دقیقه انتظار بالاخره یکی از این خودروهای کوچک را متوقف کردیم و جویای مساله شدیم به ما گفت این متعلق به آقای رحمانی است! کدام آقای رحمانی؟ اینها متعلق به VIP است! کدام VIP ؟ اینها متعلق به ستاد برگزاری نمایشگاه است! مگر این دوستان چند نفر هستند؟

 

 اما در همین نمایشگاه به آسانی تبعیضاتی را که به نفع خارجی ها روا شده بود را می شد ملاحظه کرد تا به مدد مدیریت ناکارآمد مجموعه، بر ایرانیان آقایی کنند! البته میهمان نوازی امریست بسیار پسندیده، اما تبعیض و اجنبی پرستی متاسفانه امری مذموم، اما در این دوره آنقدر مرسوم بود که این مهم نیز بر کسی مکتوم نماند و نمی ماند.

موضوعی دیگر در حاشیه اما جالب این بود که امروز به خاطر حضور جناب مهندس نعمت زاده، به یکباره ستاد برگزاری نمایشگاه از همه مسوولین ارشد خالی شد. کاری بسیار مهم داشتیم و شاید دیگرانی هم بودند که مثل ما بودند، به هر روی به وقت مراجعه به محل ستاد به ما گفته شد، آقای نعمت زاده برای دیدار آمده اند و مجموعه ی مسوولان ستاد اجرایی نمایشگاه نیز ایشان را همراهی می کنند.آقای نعمت زاده شخصیتی مهم و برجسته هستند، خاصه به خاطر سابقه شان در ایران پلاست برای این نمایشگاه فردی اثرگذار و ارزنده به شمار می روند که علی الاصول باید حضورشان در نمایشگاه در بلندگوها بارها اعلام شده و نامشان برده می شد. اما گویا واحد سمعی و بصری نمایشگاه به جز "تبلیغات" کار دیگری ندارند! ما خواستیم برای ورود مدیر سابق ماهنامه خوشامدی بگوییم، به همین واحد مراجعه کردیم، هزینه اش را هم هر چه بود می پرداختیم، لیکن با برخورد خشک، خشن و نازیبایِ افراد مسوول در آنجا مواجه شدیم؟ به راستی چرا؟ اینهاست که باعث رنجش خاطر می شود... اینهاست که دل را می آزارد.... اینهاست که سوتفاهمات را سبب می شود... .

چرا باید هزینه ی تبلیغات پتروشیمی از جیب صنعتگر بخش خصوصی ما پرداخته شود؟ تمام حرف ما دفاع از منافع کسانی است که سرمایه هایشان را به جای سوداگری در کار و راه تولید و اشتغال این مملکت قرار داده اند با کمترین سود و بیشترین زحمت و اینطور مورد کم لطفی، بی توجهی و عدم پاسخگویی مسوولان دولتی که با افتخار از "عدم توان تشکل ها" سخن می گویند قرار می گیرند. کسانی که باید بیشترین بهره برداری ها را از این نمایشگاه داشته باشند، اما به هزینه ی آنها، خارجی ها بیشترین استفاده ها را از این نمایشگاه می کنند و در این میان هم واسطه همواره محبوب خواهد بود چنانکه در گزارش دیشب نیز به رضایت خارجی ها از مجموعه مدیریتی نمایشگاه اشاره شد و دلیلی هم ندارد که راضی نباشند!!!! 

 

آیا آنان که با تولید داخلی این چنین کم مهری می ورزند، می توانند پاسخ خون نگاه این شهید را بدهند، یا دوران افتخار به بنز و سرفرود آوردن در برابر بیگانه مجددا فرا رسیده؟؟

________

____________________

 

 The Greates Media Partner of PIM is the Oldest and The Strongest World Publisher of Polymer Industry

Dr. Gupta Verlag

The Dr. Gupta-Verlag. Your center for topics related to polymers