ماردون چیست؟ آیا واقعا ماردون اینست؟

ماردون چیست؟ آیا واقعا ماردون اینست؟

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

معنی و مفهوم "ماردون":

این مطلب، نزدیک 6 ماه است که در این مجموعه دست به دست می شود. اما به دنبال رها شدن یک تیر خلاص، دیگر نتوانستیم برای منتشر نشدنش بهانه ای برای نویسنده اش بیاوریم که پیامکی داده بودند با این مضمون:"منتشر می کنید یا بنویسم که شما هم نیامده آب به نرخ روز می خورید؟" و چون چنین نیستیم ناچار شدیم از انتشارش.

نمی نویسیم، با هم، بلکه خودتان بخوانید و اگر نظری دارید در زیر همین مطلب، لطفا مکتوب نمایید:

مقدمه و پیش درآمد- متاسفانه کاربرد اسامی غلط مصطلح در صنعت ما کماکان رواج دارد و از آن سوگمندانه تر اینکه انجمنی که عنوان "ملی" را هم دارد و باید که در اصلاح این غلط های رایج و اصلاح این فرهنگ غلط تلاش کند، اصولا به این موضوع توجهی ندارد. مثل لغتی که با عنوان "ب...."  بدون هیچ ریشه ای برای "پلیمر" باب شده، فرهنگستان هم  به خاطر حضور یکی از همکاران سابق آن را تایید و لاک و مهر کرده اما هرچه بیشتر در موردش در دانشنامه های زبان جستجو می کنیم کمتر می یابیم و اگر هم بنویسیم می گویند که به خاطر حسادت است و رقابت و کاری به فرهنگ غنی زبان پارسی ندارد. بگذریم و تاکید کنم که در همین رابطه، یعنی انتشار اغلاط، عزیزان همکاران عزیز بنده در سایت و گروههای تلگرامی "انجمن" که با هوشمندی کامل، کنترل تمامی آنها را در اختیار دارند، اصولا فاقد گناه و قصور و کوتاهی و کم کاری هستند. آنها، به احتمال زیاد، کنترات یک فضای مجازی را در برابر یک عددی از تشکلی که وقتی تشکیل شد (دلایل آن را هم در مطلبی جداگانه می نویسم، اما بعد از انتخابات) بودجه ای برای ایجاد و اداره یک سایت و سایر فضاهای مجازیش نداشت اما به هر حال به این فضاها نیاز داشت، گرفته اند و سر به کار خویش دارند. اما، عجبا که هیات مدیره ی 9 نفره و مجتمع جمعا 15 نفره ی "ملی" همین صنعت ما، یعنی یک صنعت چند صدهزار نفری که هنوز نتوانسته 1000 نفر را هم از سراسر این سرزمین پلاستیکی (ای بابا، بگو 100 نفر را) دور هم جمع کند، دایما از مشکلات مالی در رنجند. دوستان رسانه ای ما در همین تشکل جمعا 15 نفری (گاهی ممکن است بشود حدود 23 یا 24 نفر و این هم تقصیر تراکم اتاقیست که جناب مهندس نیری عزیزم نمی دانستند بعدا تشکلی خواهد شد وگرنه بزرگتر می ساختندش)  کارشان، بازده شان، آنچه را که می کارند و آنچه را که می دروند، کلا و کاملا حرفه ایست: البته حرفه ای به مفهوم شاخص های مورد قبول در استانداردهای ایرانی وگرنه حتا یک مورد دوم در جهان پیشرفته را نمی یابیم که فضاهای مجازی در اختیار انجمن ها و تشکلهایش به این صورت عمل کنند. نتیجه اینکه این نظر، نه نقدی بر عزیزان اداره کننده سایت انجمن ملی و گروههای متعدد تلگرامی و ... آن بلکه بر مدیران انجمنیست که نقشه های بزرگ برای صنعت می کشند و خودشان تا جایی که تصویری؛ مصاحبه ای، بنری؛ یا یک بزرگنمایی استثنایی از آنها منتشر شود، به همین حد بسنده کرده و به آن قانع هستند. گرچه بی انصافیست اگر ننویسم و اعتراف نکنم که کمترین میزان تصویر و گفتگو در همین فضاها صرفا از جناب دکتر "آرین قصری" عزیز منتشر شده که بر آنان نظارت عالیه دارند (و البته تنی چند از دیگر دوستان که نام بردنشان فقط ایجاد شائبه است و خسران سایرین): معلوم است که به واقع بر سر سفره حلال پدر و مادر بزرگ شده و اجازه نمی دهند بی جهت از ایشان به خاطر منصبی که دارند، تعریف و تمجید شود. اما، خب، می بینیم عزیزانی را که صاحب امضایند و دایما تصاویر ملوکانه و نظرات و گفتگوهایشان در حال انتشار، نکند که یک وزیر یا وکیل قدیم یا جدید یادش برود که ایشان، ایشان است و فلان صاحب منصب فلان تشکل و یا اعضای محترمی که سخاوتمندانه "حق عضویت می دهند" جدی بگیرند این حرفها را که: "به خدا خسته شدیم از این همه خدمت و خواهش می کنیم دیگر در دوره بعد ما را انتخاب نکنید" و ای دریغا از این تعارفات ایرانی که هرگاه زمان انتخابات فرا می رسد، می بینیم که از این طرف فریاد "وا انتخاباتا و ما نیستیم و خسته شدیم" و از آنجا و درست در لحظه انتخابات "فریادهای، حاج آقا، حاج آقا، خداییش بدون شما اصلا این تشکل معنا ندارد و مرگ من و جان من بفرمایید و بفرمایید و بی درنگ بیرون کشیده شدن دهها برگ وکالتی و سرانجامش بیرون آمدن همان {حاج آقا} از صندوق و پذیرش توام با اصرار و ابرام {حاج آقا} و سرخ و سفید شدن رخسار و این دست بکش آن پا ببوس که .... و تبریکاتی که بی درنگ بر روی فضای مجازی پرواز می کنند". بله، آنچه رخ می دهد، تقصیر همکاران رسانه ای ما نیست. این عزیزان، کامللا حرفه ای عمل می کنند؛ کار بلد هستند؛ نوش جانشان و گوارای وجودشان که بدون هر درخواستی، انتقامی می کشند از بعضی ها که برای دریافت یک گلدان (که سر منوچهری تهران 50 هزارتومانه) و یک برگ لوح تقدیر آچهار، حاضرند 10 میلیون تومان و بیشتر بدهند، اما به بچه های رسانه ای که می رسیدند، سر 50 هزارتومان می گفتند:"چقدر تحفیف داره؟؟".بگذریم  خلاصه اش کنم: 1) در بی توجهی هیات مدیره انجمن ملی و کمیسیون های متعدد "اموزشی و فرهنگی و فنی و ...." اشان، همینطور دانشی غلط است که در سطح جامعه به عنوان آموزش پراکنده می شود و مثلا بنده و تعدادی از اساتید (خاموش به بهایی) تازگی ها فهمیده ایم که "ترموپلاستیک ها یک پلاستیک هایی هستند که با لاستیک قاطی می شوند و اتفاقا خیلی هم قوت دارند، مثل آب مرغ"!!! تردید ندارم که موقع انتشار این خبر آموزشی مشعشع، حتما روسای "کمیسیون های آموزشی و فنی و..." صاحبان اندیشه های برتر انجمن ملی و حتا "بنده ی خدا همکار بسیار پرسواد ما -جناب صبرآموز" یا در زیارت بوده اند و یا در سیاحت و یا اینکه اصولا، چیزی تازه کشف شده که ما در جریان نیستیم، زیرا معترفیم که سوادمان قدیمیست و یا اینکه اخیراخوانده ایم که "افزودنی ها به مواد بستگی دارند" حال آنکه ما تصور می کردیم که اینها به روح بستگی دارند و اصولا افزودنی ها "ارواحی هستند که در مواد دمیده می شوند" و الی آخر. اینها را زبان درازی کردم تا بگویم که "ماردون" چیست؟ پس بخوانید لطفا:

 واژه ی منحوس "ماردون" که 30 سال است در مورد آن بارها توضیح داده ام  و البته در برخی از روستاهای قدیمی و شهرهای بسیار کوچک ایران هم برای تعبیر زیرجامه آقایان (شاید به مزاح ) از آن استفاده می شده است، نه لغتی فارسی و نه لغتی معرب است. این لغت به این شکل، در اصل اشاره به قلعه ای به نام الماس دارد که در میان شهرهای بغداد و سنجار قرار دارد و اصل آن لغت هم "ماردین" است. به گونه ای، از آنجا که، این لغت نیز همانند "نایلون و نایلکس" توسط افراد بیسوادی * که به این صنعت ورود کرده بودند (مثل معاونت محترم زیست محیطی ریاست جمهوری  و ریاست "پسماند" شهرداری، که چون سواد پلیمری نداشتند، تصور می کردند که آنچه را که به دست می گیرند یا نایلون است یا نایلکس)، استفاده می شد و می شود (خدای را شکر که دیگر کسی نمی گوید "پی وی سی دمبه ای" و احتمالا یکی از سران این صنف از دنبه بدش می آمده که نسل این لغت را از ریشه درآورده) ، بعد از سالها بازهم توضیح می دهم که، این قطعه اگر بخواهیم با اتصاف آن به "مار" مورد خطاب قرارش دهیم باید یا "مارسان" باشد و یا "مارچون"! به عبارتی، حداکثر معنی فارسی "ماردون" خواهد شد: "محل زندگی مار"، و یا "دانه ای برای مار" که چون مار دانه نمی خورد، پس همان، "مارسان" یا "مارچون" بهترین واژه در برابر آن چیزی است که در مکانیک صنعت پلیمر به آن "Screw" می گویند و مصطلح ترین غلط آن هم می تواند "مارپیچ" باشد که کمتر غلط است. 

به هر حال، در صنعتی که کمتر کسی زحمت ترجمه های مفاهیم خارجی آن را (آن هم فقط از زبان انگلیسی) به خود داده، از این اصطلاحات غلط فراوان داریم، اما کاربرد این اصطلاحات تا جایی که در آینده یه این سرزمین لطمه نزند، مشکلی ندارد، اما نه توسط تشکیلاتی که خود را "ملی" می داند و با تشکیل انواع کمیسیون ها خود را صاحب منصب اصلی این صنعت می داند و برای هر موضوعی کمیسیونی دارد و صاحب منصبی. سوگند نمی خورم، اما اطیمنان دارم که در آینده ای نه چندان دور مالکان حق امتیازهای واژگانی ثبت شده مثل همان "نایلون و نایلکس" به سراغمان خواهند آمد و طلب سهم خواهندکرد. امید که این نگارنده زنده نباشد که چنان روزی را ببیند و امید که بزرگان و پیشکسوتان این صنعت، چشمها را بیشتر بشویند و به خود رخصتی بدهند تا فرهنگ این صنعت را هم از این آلودگی ها پاکسازی نمایند. انشاالله. ا. ع. س.

اگر به هرکسی جسارتی شده پیشاپیش عذر می خواهم و تاکید می کنم که مقصودم از "بیسواد" افرادی هستند که دانش پلیمری ندارند؛ همین. وگرنه، بیسواد، در ذات اهانتی است به خیلی ها که واقعا در این صنعت فعالند و "چکنویس" دارند! و چنین جسارتی از بنده به این کارآفرینان ارجمند، حتما بعید است. 

اضافه کردن نظر

هدف و تعهد خبری ما

facebook ic     هدف ما

هدف ماهنامه صنایع پلاستیک

تعهد خبری ما

اول) آگاهی صحیح تر و سریع تر، حق شماست. با ما باشید

دوم) اعتبار خبر و دقت را قربانی سرعت نمی کنیم. مطالب این تارنما پس از تایید از دو منبع موثق و مدیرماهنامه و یا سه منبع موثق انتشار می یابد..

سوم) نظرات شما برای ما قابل احترام و راهنمای ماست. آنها را در زیر اخبار درج کرده و یا برای ما بنویسید و به آدرس زیر بفرستید با ذکر اجازه انتشار یا بدون اجازه انتشار. 

info@pime.ir                        

توجه:انتشار مطالب این تارنما در سایر رسانه ها نیاز به کسب مجوز دارد و در غیر این صورت غیر قانونی و واجد شکایت است. 

آمار سالانه: User Stats

امروز: Today 516
مجموع: Total2158624

Mon 25 Sep 2017 18:55

شرکت اطلس ماشین پلیمر: عرضه کننده ماشین های تزریق پلاستیک

_

________

_________

نخستین همایش ظروف یکبار مصرف (کلیک کنید)

____________________

 

 

 The Greates Media Partner of PIM is the Oldest and The Strongest World Publisher of Polymer Industry

Dr. Gupta Verlag

The Dr. Gupta-Verlag. Your center for topics related to polymers